امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

انی لو ادركت ذلك لابقیت نفسی لصاحب هذا الامر .

اگر من زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)رادرك می كردم خود را برای خدمت به او نگاه می داشتم و آماده می نمودم.

بحار الانوار ،ج52،ص243/غیبت نعمانی .

***

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

ان لصاحب هذا الامر غیبه فلیتق الله عبد عند غیبته و لیتمسك بدینه .

برای حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه)غیبتی است .در این دوران غیبت هر بنده ای باید تقوای الهی پیشه سازد و در دین خود چنگ زند (وبه آن پایبند باشد ).

بحار الانوار ،ج52،ص 135/غیبت نعمانی .

***

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

اعرف امامك فانك اذا عرفته لم یضرك تقدم هذا الامر او تاخر .

امام خود را بشناس .اگر امام خود را شناختی چه ظهور زود تر اتفاق افتد یا دیر ،به تو زیانی نمی رساند.

بحار الانوار ،ج52،ص141/غیبت نعمانی.

***

از امام صادق (علیه السلام) سوال شد آیا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)به دنیا آمده است ؟

حضرت در پاسخ فرمودند:

لا ولو ادركته لخدمته ایام حیاتی .

نه ،ولی اگر زمان اورادرك می كردم در تمام روزهای زندگانی ام در خدمت او می بودم .

بحار الانوار ،ج51،ص148/غیبت نعمانی .

***

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

من قال بعد صلوه الفجر و بعد صلوه الظهر (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )لم یمت حتی یدرك القائم من آل محمد علیهم السلام .

هر كس پس از نماز صبح و ظهر بگوید : (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )نمی میرد تا اینكه قائم آل محمد (علیه السلام)را درك كند .

سفینه البحار ،ج2،ص49.

***

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

… من سر ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه ….

هر كس دوست دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)باشد پس منتظر ظهور او باشد و اگر به راستی منتظر ظهور آن حضرت است به پرهیزكاری واخلاق نیكورفتار نماید .و چنانكه این شخص پیش از قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)بمیرد پاداش كسی را دارد كه حضرت را درك می نماید.

   بحار الانوار ،ج52،ص 140/غیبت نعمانی

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

لو قد قام قائمنا لا نزلت السما قطرها و لاخرجت الارض نباتها و لذهبت الشحنا من قلوب العباد و اصطلحت السباع و   البهائم حتی تمشی المراه بین العراق الی الشام لا تضع قدمیها الا علی النبات و علی راسها زبیلها (زینتها )لا یهیجها  سبع و لا تخافه .

اگر قائم ما قیام كند آسمان باران خود را فرو می ریزد ،و زمین نباتات خود را بیرون می دهد ،وكینه ها از دل بندگان خدابرطرف می شود ،ودرندگان و چهار پایان با هم ساخته ،از یكدیگر رم نمی كنند ،تا جایی كه زنی كه می خواهد راه عراق تا شام را بپیماید همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد و زینتهای خود را بر سر دارد (وكسی طمع به آن نمی كند )،نه درنده ای به او حمله ور می شود ،ونه اواز درندگان وحشت دارد .

بحار الانوار ،ج52،ص 316/خصال .

***

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند:

انتظررروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عزوحل انتظار الفرج .

در انتظار فرج باشید و از رحمت و كارگشایی خدا ناامید نشوید ،زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

بحار الانوار ،ج52،ص 123/خصال

پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله)می فرمایند :

… طوبی لمن لقیه و طوبی لمن احبه و طوبی لمن قال به ….

خوشا به حال كسی كه مهدی (عجل الله تعالی فرجه)را دیدار كند ،وخوشا به حال كسی كه او را دوست دارد ،وخوشا به حال كسی كه قائل به امامت وی باشد .

بحار الانوار ،ج52،ص 309/عیون اخبار الرضا 7.               

 

پیامبر عزیز اسلام (علیه السلام)می فرماید :

لا تقوم الساعه حتی یقوم القائم الحق منا و ذلك حین یاذن الله عزوجل له ومن تبعه نجی و من تخلف عنه هلك ….

روز قیامت برپانخواهد شد تا اینكه قائم به حق از ماست قیام كند و این امر هنگامی محقق می شود كه   خدای بزرگ با او اجازه قیام دهد و هر كس از او اطاعت كند نجات یابد و هركس از وی سرپیچی كند نابود شود .      

بحار الانوار ،ج51،ص 65/عیون اخبار الرضا 7.

 

امام صادق (ص )می فرمایند :

العلم سبعه و عشرون حرفا فجمیع ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه والعشرین حرفا فبثها فی الناس و ضم الیها الحرفین حتی یبثها سبعه و عشرین حرفا .

دانش بیست و هفت حرف است .آنچه پیامبران  آورده اند دو حرف است و مردم هم تاكنون بیش از آن دو حرف را نمی دانند .پس هنگامی كه قائم ما قیام كند بیست و پنج حرف دیگر را گسترش می دهد و در میان مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را هم به آن ضمیمه نموده تا آنكه بیست و هفت حرف خواهد شد .

بحار الانوار ،ج52،ص336/خرایج راوندی .

***

امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام قائم اهل البیت قسم بالسویه و عدل فی الرفیه فمن اطاعه فقد اطاع الله ومن عصاه فقد عصی الله و انما سمی المهدی لانه یهدی الی امر خفی .

هنگامیكه قائم اهل بیت (عجل الله تعالی فرجه)قیام كند اموال را به صورت مساوی تقسیم می نماید و عدالت را در بین مردم برقرار می سازد .پس هر كس او را اطاعت كند ،خدا را اطاعت كرده است . و هر كس از او سرپیچی نماید ،از خدا سر پیچی كرده است وآن حضرت را مهدی نامیده اند ،زیرا مردم را به سوی امر پنهانی هدایت می نماید.

بحار الانوار ،ج52،ص 350/غیبت نعمانی .

امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام قائمنا اذهب الله عز وجل عن شیعتنا العاهه و جعل قلوبهم كزبر الحدید و جعل قوه ارجل منهم قوه اربعین رجلا و یكونون حكام الار ض و سنامها .

هنگامی كه قائم ما قیام كند خدای بزرگ عیب و بیماری و كسالت را از شیعیان ما بر طرف می سازد ،ودلهای آنان را مانند پاره های آهن محكم می كند ،وبه هر نفر از آنان نیروی چهل نفر می دهد،و آنها فرمانروایان زمین و سران اجتماع خواهند بود .

بحارالانوار ،ج52،ص 316/خصال .

پیامبر اكرم (صل الله علیه واله)می فرمایند :

المهدی طاووس اهل الجنه .

مهدی (عجل الله تعالی فرجه)طاووس بهشتیان است.

بحار الانوار ،ج51،ص105 / طرائف

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

اذا قام القائم لا یبقی ارض الا نودی فیها  شهاده ان لا اله الا الله و ان محمد ا رسول الله .

هنگامی كه حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)قیام كند ،هیچ زمینی نماند مگر اینكه در آنجا گلبانگ ( اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله ) بلند گردد.

بحارالانوار ،ج52،ص 340،تفسیر عیاشی .

شخصی از امام صادق (علیه السلام) سوال كرد چگونه بر حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)سلام كنیم ؟حضرت در پاسخ به او فرمودند :

تقول :السلام علیك یا بقیه الله .

می گویی :سلام بر تو ای ذخیره الهی !

بحار الانوار ،ج52،ص 373 / تفسیر فرات بن ابراهیم.

امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

ان اهل زمان غیبته القائلون با مامته المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان لان الله تعالی ذكره اعطاهم من  العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ….

مردمانی كه در زمان غیبت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)به سر می برند و معتقد به امامت او و منتظر ظهور وی هستند ،از مردمان همه زمانها برترند ،زیرا خدایی كه یادش بزرگ است به آنان خرد و فهم و شناختی ارزانی داشته است كه غیبت امام برای آنان مانند حضور امام است .

بحار النوار ،ج52،ص 122،احتجاج

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

… والله لیغیبن امامكم سنین من ادهر … ولتفیضن علیه اعین المومنین….

سوگند به خدا امام شما سالیان درازی غایب می شود ،و چشم های مومنین در فراق او اشكباران است.

بحار النوار ج51،ص 147،غیبت نعمانی

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و  یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی ارای .

(چون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ظهور كند )هواپرستی را به خدا پرستی باز گرداند ،پس از آنكه خداپرستی را به هواپرستی باز گردانده باشند .افكار و نظریات را  طبق قرآن باز گرداند ،پس از آنكه قرآن را طبق افكار و نظریات باز گردانده باشند.

بحار النوار ،ج51،ص 130/نهج البلاغه

امام حسن عسكری (علیه السلام)می فرمایند :

… والله لیغیبن غیبه لا ینجو فیها من الهلكه الا من ثبت الله عزوجل علی القول بامامته و وفقه (فیها)للدعا بتعجیل فرجه.

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود كه در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاكت نجات نمی یابد مگر كسی كه خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد كه برای تعجیل فرجش دعا كند.

كمال الدین ،ج2 ،ص 384

امام حسن عسكری (علیه السلام)می فرمایند :

… والله لیغیبن غیبه لا ینجو فیها من الهلكه الا من ثبت الله عزوجل علی القول بامامته و وفقه (فیها)للدعا بتعجیل فرجه.

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود كه در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاكت نجات نمی یابد مگر كسی كه خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد كه برای تعجیل فرجش دعا كند.

كمال الدین ،ج2 ،ص 384

پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله) می فرمایند:

طوبی لمن ادرك قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه ،یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله ،اولئك رفقائی و ذوو ودی و مودتی و اكرم امتی علی .

خوشا به حال كسی كه قائم اهل بیت مرا درك كند و پیش  از قیامش به او اقتدار نماید .دوست اورادوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او را نیز بپذیرد.اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند.

  بحار الانوار،ج52،ص129،غیبت طوسی 

پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله) می فرمایند:

طوبی لمن ادرك قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه ،یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله ،اولئك رفقائی و ذوو ودی و مودتی و اكرم امتی علی .

خوشا به حال كسی كه قائم اهل بیت مرا درك كند و پیش  از قیامش به او اقتدار نماید .دوست اورادوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او را نیز بپذیرد.اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند.

  بحار الانوار،ج52،ص129،غیبت طوسی 

-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند:

انما سمی قم لان اهلها یجتمعون مع قائم آل محمد (علیه السلام)ویقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه .

شهر قم را قم نامیده اند،زیرا اهل قم گرد قائم آل محمد(علیه السلام)جمع می شوند و بااوقیام می كنند و در این راه را استقامت می ورزند و او را یاری می دهند.

  سفینه البحار ،ج2،ص 446

 قال علي(ع):«يا ايها الناس طوبي لِمَن شَغَله عيْبه عن عيوب الناس و بَكي علي خَطيئته»(نهج البلاغه، 255)
اي گروه مسلمين سعادت براي كسي است كه مشغول كند عيب خود او، او را از توجه كردن بعيوب ديگران و گريه كند به خطاهاي خويش.

امام زمان، انسان کامل

آیت الله حسن زاده آملی می‌نویسد: امام زمان در عصر محمدى، انسان کاملی است که جز در نبوت تشریعی و دیگر مناصب مستأثره ختمى، حائز میراث خاتم به نحو اتمّ است و مشتمل بر علوم، و احوال و مقامات او به طور اکمل است و با بدن عنصری در عالم طبیعی و سلسله زمان موجود است؛ چنان که لقب شریف صاحب الزمان بدان مشعر است؛ هر چند احکام نفس کلیّه الهیه وی بر احکام بدن طبیعی او، قاهر و نشئت عنصری او مقهور روح مجرد کلی اوست و از وی به قائم و حجة الله و خلیفة الله و قطب عالم امکان و واسطه فیض و به عناوین بسیار دیگر نیز تعبیر می‌شود».[2]

وی عقیده دارد: انسان کامل که تجلی آن امام معصوم است، تبلوری از اسم اعظم الهی است.[3] از دیدگاه ایشان بقای تمام عالم، به بقای انسان کامل است؛ چون انسان کَوْن جامع و مظهر اسم جامع است و تمام اسما در ید قدرت اوست. صورت جامعه انسانی و غایت غایت‌های تمام موجوداتی که امکان وجود دارند، اوست. بنابراین دوام مبادی غایات، دلیل استمرار بقای علت غائیّه است. پس به بقای فرد کامل انسان، بقای تمام عالم خواهد بود.[4] مقام قطب همان رتبه امامت و مقام خلافت است که تعدد و انقسام به ظاهر و باطن در آن راه ندارد. امام در هر عصر بیش از یک شخص ممکن نیست و آن خلیفة الله و قطب زمان است و کلمه خلیفه به لفظ واحد در کریمه (إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَةً ) اشاره به وجوب وحدت خلیفه در هر عصر است. شقوق اعلم و اعقل و مانند آن و نیز تقسیم نمودن خلافت به ظاهر و باطن، حق سکوتی است که اوهام موهون را بدین قسمت اقناع و ارضا می‌نماید.[5]

«حجت خدا» خواه ظاهر باشد و خواه غایب، شاهد است؛ شاهد قائمی که هیچ گاه قعود ندارد. بدان که فایده وجود امام، منحصر به جواب دادن سؤال‌های مردم نیست، بلکه موجودات و حتی کمالات موجود به وجود آنها وابسته‌اند و در حال غیبت افاضه و استفاضه او استمرار دارد، همچون خورشیدی که از پس ابر‌ها، نور، گرما و حرارت خود را به موجودات می‌رساند:

آن شاخ گل ار چه هست پنهان ز چمن

از فیض وجود اوست عالم گلشن

خورشید اگر چه هست در ابر نهان

از نور وی است باز عالم روشن

به علاوه، باید دید آیا خلیفة الله غایب است یا ما حاضر نمی‌باشیم و در حجابیم و اسم خود را بر سر آن شاهد هر جایی می‌گذاریم:

یارب به که بتِْوان گفت این نکته که در عالم

رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایى

ما را که برهان‌های یقینی عقلی و نقلی به تواتر از بیت وحی داریم، نیاز به تمسّک‌های اقناعی (قانع کننده) نمی‌باشد، مگر اینکه برای انس مردم با این وضع گوییم: لاک پشت از دور توجه به تخم خود می‌کند و آن را برای وجود لاک‌ پشتی مستعد می‌گرداند. آیا نفس کلی قدسی خلیفة الله و ولیّ الله و حجة الله به خلق در حال غیبت، از توجه نفس لاک پشت به وی کمتر است؟![6]

شواهدی بر امکان دوام بدن عنصرى

وقتی روح انسان بر اثر ارتقا و اشتداد وجود نوری از سنخ ملکوت و عالم قدرت و سطوت می‌گردد، هر گاه طبیعتش را مسخّر خود کند و بر آن غالب آید، احکام عقل‌های قدسی و اوصاف عرشی بر وی ظاهر می‌گردند؛ تا به حدّی که بدنش متخلّق به وجود‌های مجرّد و نوری می‌گردد. نتیجه بی‌دغدغه‌ای که از این تحقیق حاصل است، امکان دوام چنین انسانی که کامل حقیقی برزخ بین وجوب و امکان می‌باشد، در نشئت عنصری است.

کیمیاگر به دانش و فن خود نقره را زرّ خالص می‌گرداند و در نتیجه این عنصر پایدارتر می‌شود. اگر انسان کامل با دانش کیمیا گونه خود، بدن عنصری خویش را قرن‌ها پایدار بدارد، چه منعی متصور است؟ آن حضرت در صغر سن همچون یحیی از حکمت برخوردار شد و در طفولیت، امامِ انام گردید و به سان حضرت عیسی بن مریم در وقت صباوت به مقام ارجمندی رسید. شگفت از اشخاصی است که خضر و الیاس از انبیا، و شیطان و دجال از اعدا را در قید حیات می‌دانند، ولی وجود ذی‌وجود حضرت صاحب الزمان را منکرند؛ حال آنکه آن حضرت از انبیای سلف، افضل بوده و اوست ولد صاحب نبوت مطلقه و ولایت کلیّه.

شگفت‌تر آنکه برخی از اهل تصوف که خود را اهل معنا و معرفت می‌پندارند، بر این تصور قائل‌اند که در هندوستان برهمنان و جوکیان، مرتاضان و ریاضت‌کشانی هستند که به سبب حبس نفس و کم غذا خوردن سالیان متمادی عمر می‌کنند، با این وجود منکر حضرت حجت‌اند![7]

کیمیا، فلز را از جنسی به جنس دیگر تبدیل می‌کند و به آن عمر درازتر می‌بخشد، اما مومیا، حبوبات و غلات و اجساد مرده را از فساد حفظ می‌نماید. در حفاری‌هایی که از مصر باستان به عمل آمده، در مقبره فرعون مصر گندم‌هایی در سنبل از اهرام مصر به دست آوردند و در شک بودند که آیا قوه نمو در آنان باقی است یا نه. آنها را برای امتحان کاشتند، مشاهده کردند سبز و بارور گردیده است. این نکته را در بقای وجود شریف حضرت مهدی منتظر (روحی له الفداء) اعمال کن، با اینکه هنوز به اندازه آن دانه گندم از عمر شریفش سپری نشده، و اصولاً این دو موضوع قابل مقایسه نمی‌باشند و برای اُنس اذهان با این امر شگفت، ناگزیر باید به چنین مثال‌هایی روی آورد و ورای چنین تمثیلاتی که به مواردی اشاره شد، ما در این باره برهان‌های عقلی و شواهد نقلی متعددی داریم.[8]

ولیّ خدا به خوبی قادر است از اکسیر التفات خویش بدن خود را هم‌رنگ روح گرداند و باقی و دائم سازد و این موضوع، امر بعیدی نخواهد بود. آنان که منکر وجود آن حضرت‌اند و لفظ مهدی و صاحب الزمان را توجیه و تأویل می‌کنند، از کوردلی ایشان است، والاّ به اندک شعوری چه جای انکار است. )وَ اللّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیم(.[9]

قرآن کریم درباره یونس پیامبر(ع) فرمود: )فَلَوْلا أَنّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ(. پس اگر حجت الهی را در ظهر ارض عمری دراز باشد، چه جای استبعاد است. لذا آیه مذکور در امتداد غیبت امام زمان حجة بن الحسن العسکری(ع)، تمام و کمال است.[10]

هر کسی از کودکی معلوم است در آینده چه کاره می‌باشد و سرنوشت او در اطوار حالاتش بیانگر احوال عین ثابت و احکام سرّ القدر اوست. به هنگام تولد حضرت موسی(ع)، ظالمان خون‌ها ریختند. پس این طفل در آتیه مرد نبرد، قیام و جهاد است. ظالمان از تولدش در هراس بودند، در نتیجه این کودک برای قسط و عدل تلاش می‌کند و درباره حضرت مهدی(عج) نیز روایت آمده است که شباهتی به حضرت موسی(ع) دارد، چنان که در زمان ولادتش همین تفحّص که درباره آن پیامبر به وجود آمد، درباره ایشان صورت گرفت.[11]

حقایقی مستند

علامه حسن زاده آملی در جای دیگر می‌نویسد:

اگر کسی در خصوص شخص حضرت مهدی موعود محمد بن حسن عسکری(ع) و جزئیات حالات و امامت و غیبت و علائم ظهور او، اندک تتبّعی در جوامع روایی فریقین و کتب سیره و تاریخ بنماید، به حقیقت بر وی مسلم خواهد شد که ایمان به مهدی موعود و ایقان به غیبت و ظهور آن حضرت، از ابتدای ظهور اسلام در اذهان مسلمانان مطرح بوده است.[12]

ایشان در جای دیگر خاطرنشان می‌کند:

هیچ کتابی را در اثبات حجت قائم بهتر از قرآن نیافتم. خود قرآن، تبیان است که هیچ گاه زمین خالی از حجت با بدن عنصری نیست.[13]

در بقای دنیا به وجود انسان کامل که :«لولا الحجة لساخت الارض بأهلها» در فصّ یونسی فصوص الحکم و شرح قیصری بر آن، بیانی شریف دارند. آنها تأکید می‌نمایند: وجود آن انسان کامل به عنایت الهی در جمیع حالات و مکان‌ها حراست و حفاظت می‌گردد و او هم به عون حق تعالى، زمین و اهلش را از تخریب و فنا مصون می‌سازد.[14]

در فتوحات مکیّه طبع بولاق در چهار مجلد و نیز طبع مصر در هشت مجلد و همچنین چاپ بیروت تحریفاتی صورت گرفته است و چند سطر از عبارات شیخ محی الدین ابن عربی را که «امام قائم» را تا پدرانش نام برده است، برداشته‌اند؛ اما وقتی عبدالوهاب شعرانی «متوفای 973 هجری» درجلد دوم کتاب یواقیت و جواهر (ص145) طبع دوم جامع ازهر مصر، سنه 1307هجری همان عبارت شیخ اکبر را که اخیراً حذف نموده‌اند، روایت و نقل کرده است، این عبارت در باب 376 فتوحات آمده که خلاصه‌اش چنین است:

حضرت مهدی قیام نمی‌کند، مگر اینکه دنیا را ستم و تباهی فراگرفته باشد و البته او جهان را مشحون از قسط و عدل می‌سازد و اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد، آن روز چنان طولانی می‌گردد که آن جانشین راستین پیامبر و از عترت آن حضرت، فرزند فاطمه که هم نام حضرت محمد است و به آن خاتم رسولان شباهت دارد، قیام ‌می‌کند و مسلمانان بین رکن و مقام با او بیعت می‌کنند.

شیخ در چند جای فتوحات تصریح کرده است: به حضرت امام قائم شرفیاب گردیده است. به علاوه، رساله شقّ الجیب را فقط در بود آن جناب و غیبتش نوشته است.[15]

ابوالفضایل علامه شیخ بهایی در خاتمه حدیث سی و ششم کتاب اربعین قسمتی از کلام ابن عربی را از باب 366 کتاب فتوحات مکیّه که درباره بقیة الله قائم آل محمد مهدی موعود است، نقل کرده است.[16]

اثری مفید و ارزشمند

علامه حسن زاده آملی علاوه بر اینکه خوانندگان را به جوامع روایی شیعه چون: کافی کلینى، غیبت نعمانى، دلائل الامامه طبرى، کمال الدین صدوق و جلد سیزدهم بحارالانوار ارجاع می‌دهد، به منابعی دیگر اشاره می‌کند؛ از جمله کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» از تألیفات شیخ حافظ ابوعبدالله محمد بن یوسف شافعی (م658ق.) که در 25 باب و با تأکید بر روایات اهل سنت تدوین گردیده است.

به نوشته استاد حسن زاده، مؤلف بیانی عالمانه، شیوه‌ای ادیبانه و قلمی استوار دارد. شخصی به نام فضلعلی فرزند عبدالکریم، از فضلای شهر عالم پرور تبریز صاحب کتاب حدائق العارفین، بر این اثر حواشی جالبی نگاشته و در تصحیح آن کوشیده است. کتاب البیان با وجود کم حجمى، حاوی مطالبی سودمند است و هر کدام از ابوابش اهمیتی به‌سزا دارند، اما باب‌های دوم، هفتم، نهم، سیزدهم، بیست و چهارم و پنجم، را شأنی دیگر و درخور دقت بیشتر و تأمل افزون‌تر است.

علامه حسن زاده این طور استنباط کرده است که: گر چه مؤلّف به شافعی مشهور است، اما به شرف شیعه امامیه شدن، تشرّف یافته است و حقیقت امر هم این است که هر مسلم باانصافِ اهل رشد و خرد، اگر بدون هیچ گونه تعصّب در جوامع روایى، تفاسیر و تاریخ اسلامی فحص و بحث کند، اسلام عزیز را همان طریقه اقوم «امامیه» می‌یابد و نه غیر آن. مؤلف در آغاز کتاب اشاره‌ای به بصیرت و هدایت خود دارد و می‌افزاید: «به قصد ثواب در موقف حساب و نایل گردیدن به شفاعت حضرت رسول اکرم(ع) و آل او در یوم مآب، این کتاب را در بیست و پنج باب تالیف کردم و آن را از طرق شیعه عاری نمودم تا حجّت تمام شود».

شیوه شایسته مؤلف، این است که هر حدیث را با سند روایی خاص خود که از مشایخ روایت کرده، نقل می‌کند. پس از نقل حدیث، جای آن را در دیگر مآخذ روایی نام می‌برد، وجوه اعتبار آن را از حیث صحت و حسن، استفاضه و تواتر یادآور می‌شود و برخی کتاب‌هایی را که در باب «صاحب الامر» تدوین گردیده است، معرفی می‌کند.

اولین حدیثی که در کتاب با اسناد و ذکر مآخذ آن از رسول اکرم(ع) روایت کرده است، علاوه بر اینکه سند زنده‌ای بر ارشاد و هدایت او به سوی تشیع است، حجتی بالغ است و در حکم طلیعه‌ای نورانی برای دیگر مباحث کتاب به شمار می‌رود. در فرازی از این حدیث، صاحب کتاب البیان یادآور می‌شود: حضرت پیامبر اکرم(ع) خطاب به حضرت فاطمه زهرا(س) می‌فرماید: «ای فاطمه! از خاندان ما شخصی به نام مهدی امت قیام می‌کند، در هنگامی که فتنه‌ها آشکار گردیده، صغیر و کبیر به یکدیگر رحم نمی‌کنند، و قلوب مردم در غفلت و ضلالت است، به برکت وجودش دین احیا و عدالت بر جهان حاکم می‌گردد؛ چنان که قبل از آن آغشته به ستم و تباهی بوده است».

کتاب دیگر در این باره «مناقب المهدی» تألیف حافظ ابونعیم اصفهانى، صاحب کتاب معروف حلیة الاولیاء است که احادیث مربوط به امام زمان(ع) را با ذکر سندهای گوناگون به شیوه‌ای جالب آورده است.[17]

شرف زمین و آسمان

حکیم عارف حسن زاده آملی در جایی گفته است: روایاتی از رسول خدا(ع) با سندهای بسیار و طرق متعدد از هر دو فرقه (شیعه و سنی) بسیار وارد شده که مهدی (عج) از فرزندان آن حضرت و همنام اوست و فرمانروایی‌اش از مشرق تا مغرب خواهد بود و خداوند توسط او زمین را از قسط و عدالت برخوردار می‌سازد. آن گاه با استناد به منابع روایی معتبر یادآور می‌شود:

دوازدهمین امام، موسوم است به نام رسول خدا و مکنّاست به کنیه آن حضرت ، رزق و روزی جهانیان به یُمن وجود اوست و بقای دنیا به برکت بقای او، خاتم اوصیا و شرف زمین و آسمان است و او بقیة‌الله است در ارضش و منتقم از اعدایش، او حجت آل‌محمد، صاحب زمان و خلیفه رحمان، مولایمان و اماممان و فرزند امام حسن عسکری است که خدای فرجش را نزدیک گرداند.

سنّش در هنگام شهادت پدر بزرگوارش پنج سال بود، لیکن خداوند در این سنّ اندک او را حکمت و فصل الخطاب عنایت فرمود و آن حضرت را آیت‌عالمین قرار داد. به او حکمت ارزانی داشت؛ چنان که با یحیی در کودکی چنین کرد. او را در طفولیت امام قرار داد؛ همچنان که عیسی را در گهواره به پیامبری رسانید. او از پلیدی و ناپاکی منزه است و از عصیان و نافرمانی به دور، و سیره‌اش سیره پدرانش می‌باشد و خارق عادات.

قبل از تولدش از غیبت و دولتش خبر داده بودند و او صاحب شمشیر و از ائمه هدی و قائم بحق، منتظر دولت ایمان است و کسی است که خداوند به وسیله او زمین را از قسط پر نماید؛ چنان چه قبل از آن جور و جفا زمین را پر کرده است.[18]

اگر چه حضرت بقیة الله قائم آل محمد (ارواحنا فداه) حائز درجه نبوت نیست، ولکن واجد اسمای کمالیه آن کلمات کامله الهی می‌باشد:

حُسن یوسف، دم عیسى، ید بیضا دارى

آنچه خوبان همه دارند، تو تنها دارى

از امام به حق ناطق، کشاف حقایق، جعفر الصّادق(ع) منقول است که چون حضرت قائم ظاهر شود، پشت بر دیوار خانه کعبه نهد و سیصد و سیزده مرد بر او جمع گردند و اوّل کلامی که به آن ناطق گردد، این آیه خواهد بود: )بَقِیّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ (.[19]

اگر کسی در خصوص شخص حضرت مهدی(عج) در جوامع روایی تتبعی نماید، مشاهده می‌کند که روایات صادر از پیامبر و اوصیای احد عشر، بلکه توقیعات و وقایع زمان غیبت صغرا و اخبار به امور غیبی و کرامات خود آن بزرگوار، به حدی است که اگر از روی انصاف در آنها تدبّر کند و غرض‌ورزی و لجاجت در کار نباشد، جز اعتراف به امامت و غیبت ذی وجود آن جناب چاره‌ای ندارد؛ هر چند که از اقامه دلیل عقلی بر لزوم وجود حجت واسطه بین مفیض و مستفیض علی الدوام عاجز باشد. این اخبار وحی آثار همه بطون و اسرار آیات قرآنی‌اند که از زبان قرآن‌های ناطق صادر شده‌اند.[20]

علامه آملی در نامه‌ای به آشنایی نوشته است:

این خوشه‌چین از خرمن ولایت اهل بیت عصمت و طهارت، نه اینکه به تقلید آبا و تقلید و پیروی از ابنای عصر و متابعت اهل بلد و طایفه و قبیله و یا به گفته زید و عمرو به مذهب اثنی عشری است، بلکه از نور علم و درایت و برهان و معرفت چون آفتاب زلال درخشان در نصف النهار در هوای صحو برایش مبرهن و روشن است که دین حق و صدق همین است و بس، و به علم الیقین بلکه به عین الیقین یافته است که «صراط مستقیم» که شب و روز از خداوند تبارک و تعالی طلب می‌کنیم، جز این نیست.[21]

و در نامه‌ای دیگر متذکر می‌گردد:

برادرم! بنگر و عبرت بگیر، دست توسّل به دامن خاتم اوصیا و اولیا، امام زمان مهدی موعود حجة بن الحسن العسکری(ع) دراز کن که گردنه‌های سهمگین و هولناک در پیش داری و آن بزرگوار امیرکاروان است.[22]

پی‌نوشت‌ها

1 . نصرالله مردانى.

2 . انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، علامه حسن حسن زاده آملى، ص69.

3 . همان، ص 135 136.

4 . همان، ص 151 152.

5 . همان، ص148 149.

6 . همان، ص159.

7 . ر.ک: یازده رساله فارسى، علامه حسن زاده آملى، رساله نهج الولایة.

8 . هزار و یک نکته، علامه حسن زاده املى، ص139.

9 . همان، ص124.

10 . همان، نکته236، ص141.

11 . مُمِدُّ الحکم در شرح فصوص الحکم، علامه حسن‌زاده آملى، ص536.

12 . هزار و یک نکته، نکته 720، ص582.

13 . همان، نکته261، ص150 151.

14 . همان، نکته 882، ص725.

15 . شرح فصّ حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة، ص102 103.

16 . هزار و یک نکته، نکته 631، ص387.

17 . ر.ک: یازده رساله فارسى، علامه حسن زاده آملى، رساله نهج الولایه و نیز کتاب امامت به قلم ایشان، بخش آخر.

18 . امامت، علامه حسن زاده آملى، ص 237 238.

19 . یازده رساله فارسى، رساله انّه الحق، ص 245.

20 . یازده رساله فارسى، رساله نهج الولایه، ص163.

21 . نامه ها برنامه‌ها، علامه حسن زاده آملى، ص183.

22 . همان، ص30.

پدیدآورنده: غلامرضا گلی زواره

منبع:مجله حوزه

حضرت فاطمه زهرا لیله قدر است

درك ليله القدر
اين فاطمه عليهما سلام است كه ليله القدر يازده كلام الله ناطق است ، كه امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه حق معرفت به آن حضرت پيدا كند، يعنى به درستى او را بشناسد، ليله القدر را ادراك كرده است .

ادراك شب قدر
در اثر صادقى چنين آمده : هر كس فاطمه را آنگونه كه سزا است بشناسد، ليله القدر را ادراك كرده است .

رسول خدا (ص )فرمود: هر كس را آنگونه كه حق فاطمه است بشناسد، شب قدر را ادراك كرده است و علت نامگذارى آن حضرت به فاطمه آن است كه خلايق از كنه معرفت وى بريده شدند، و به كنه معرفت وى نمى رسند.

از پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله روايت شده است كه : هيچ حرفى از حروف قرآن نيست مگر است كه او را هفتاد هزار معنى است .و همچنين فكرت و رؤيت خود را در مفاد حديث ياد شده در فصل دوازدهم به كار ببر كه امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس فاطمه را آنسان كه حق معرفت اوست شناخت ، همانا كه ليله القدر را ادراك كرده است.

كوثر خاص پيامبر

علامه حسن زاده آملی:(( انا اعطيناك الكوثر )) فعل ماضى اعطينا دال بر تحقق وقوع كوثر است او كوثر بر وزن فوعل صيغه مبالغه است . و آن جويى است در بهشت كه جميع چشمه هاى بهشت از آن جارى مى گردد. انهار بهشت كه در قرآن آمده است كوثر خاص رسول الله صلى الله عليه و آله است . فاطمه معصومه (عليه السلام ) آن كوثرى است كه همه انهار علوم و معارف از آن كوثر جارى است . از واقعه جانگداز كربلا فقط آدم اهل البيت حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) باقى مانده است ، و فرزنش امام محمد باقر العلوم (عليه السلام ) در واقعه كربلا حضور داشت و در آن وقت چهار سال از سن مباركش گذشته بود و عالم را اين شجره طيبه طوبى ولايت فرا گرفته است .

منبع:جلد سوم پندهای حکیمانه.عباس عزیزی

اجتناب از هرزه خوارى و هرزه كارى

آن كه روزى خود را از هرزه خوارى و هرزه كارى ، و از گزاف و ياوه سرائى ، بلكه زياده گويى خلاصه از مشتهيات و تعشقات حيوانى باز بدارد، مى بيند كه اقتضاى تكوينى نفس اين است كه از رياضت ، ضياء و صفا مى يابد و آثار او را نور و بهايى است . پس اگر رياضت مطابق دستور العمل انسان ساز، اعنى منطق وحى (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) بوده باشد، اقتضاى تكوينى نفس به كمال غائى و نهايى خود نائل آيد.

منبع:از كتاب صد كلمه در معرفت نفس ، نكته 49.

مشاهده محبوب

آن كه در ارتباط بى تكيف و بى قياس خود با پروردگارش درست بينديشد، دريابد كه صلوه سبب مشاهده است و مشاهده محبوب قره عين محب است لذا رسول الله (صلى الله عليه و آله ) فرمود: (( جعلت قره عينى فى الصلوه ))

زيرا كه صلوه مناجات بين حق تعالى و عبد است و چون صلوه مناجات است ذكر حق است و ذاكر همنشين حق است و حق جليس اوست و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مى بيند و الا جليس او نيست ، لذا وصى (عليه السلام ) فرمود: (( الم اعبد ربا لم اره )) پس صلوه مشاهده و رويت است . مشاهده عيانى و روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است . پس اگر مصلى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداء حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلى است ، حق را نمى بيند.

منبع:صد كلمه ، نكته 99

در كافى به اسنادش از امام ابى عبدالله صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: جناب فاطمه عليها السلام بعد از رحلت رسول الله صلى الله عليه و آله هفتاد و پنج روز زيست كرده است ، و اندوه سخت از ارتحال پدر به او روى آورده بود، و جبرئيل بر او نازل مى شد و او را دلجويى و آرامش و تسلى مى داد و از مكانت و منزلت آن جناب به او اخبار مى فرمود، و از آنچه كه بعد از او به ذريه او روى مى آورد خبر مى دادكه بعد از او در حق ذريه او چه ها مى كنند و على عليه السلام آنها را مى نوشت

 

منبع:شرح فص حكمة ، ص 368

علامه کبیر حسن زاده آملی:

در علل الشرايع به اسنادش از عيسى بن زيد بن على عليه السلام روايت كرده است كه گفت : از ابو عبد الله امام صادق عليه السلام شنيدم كه : فاطمه عليه السلام بدين علت محدثه ناميده شده است كه ملائكه از آسمان فرود مى آمدند و او زا ندا مى كردند، چنانكه مريم فرزند عمران را ندا مى كردند، پس مى گفتند: اى فاطمه ! خداوند تو را برگزيد و پاكت گردانيد و تو را بر همه زنان عالميان برترى داد. اى فاطمه ! پروردگارت را فرمان بردار باش ، و سجده كن و با ركوع كنندگان ركوع كن . ، و ملائكه را حديث مى كرد و ملائكه او را حديث مى كردند. با ملائكه سخن مى گفت و ملائكه با او سخن مى گفتند پس در شبى به ملائكه گفت : آيا مريم دختر عمران برتر از همه زنان عالميان نيست ؟
ملائكه گفتند: همانا كه مريم سيده زنان عالم خودش بوده است ، و خداوند عزوجل تو را سيده نساء عالم خودت و عالم مريم و سيده نساء اولين و آخرين گردانيده است

منبع:شرح فص حكمة ، ص 368 و 369

با آنچه كه دوست دارى محشور مى شوى

 در حديث ريان بن شبيب از امام رضا عليه السلام نقل است كه آن حضرت فرمود: اى پسر شبيب ! اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى بهشت رسى ، با ما باش ! به غم ما غمگين باش و به شادى ما شاد! و بر تو باد ولايت ما! كه هر كس سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن محشور كند.

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام : لا عِزَّ أعَزُّ مِنَ التَّقوى  هيچ عزّتى بالاتر از تقوا نيست نهج البلاغة : الحكمة ۳۷۱