سه خصلت است كه دارنده اش نمي ميرد تا عاقبت شوم آن را ببيند : ستمكاري ، از خويشان بريدن ، و قسم دروغ كه نبرد با خداست . حضرت امام محمد باقر (ع)

شخصي به امام صادق عليه السلام عرض كرد : حسن خلق چيست ؟ فرمود : اينكه فروتني كني و خوش سخن باشي و برادرت را با خوشروئي برخورد كني. حضرت امام جعفر صادق (ع)

منفورترین آدمیان در پیش خدا فرد لجوج و ستیزه جو است.حضرت محمد (ص)

تأثير كار بد در صاحبش از تأثير كارد در گوشت زودتر است . حضرت امام جعفر صادق (ع)

امام على عليه السلام فرمودند: ان الله...اختار لنا شيعة ينصروننا و يفرحون بفرحنا و يحزنون لحزننا. خداوند براى ما، شيعيان و پيروانى برگزيده است كه ما را يارى مى‏كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى‏شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى‏گردند(غررالحكم،ج 1، ص235)

امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است، و به فرزند آدم چيزي بالاتر از يقين داده نشده است.

امام كاظم عليه السلام: كسي كه دو روزش مساوي باشد ، مغبون است ، و كسي كه دومين روزش ، بدتر از روز اولش باشد ملعون است ، و كسي كه در خودش افزايش نبيند در نقصان است ، و كسي كه در نقصان است مرگ براي او بهتر از زندگي است .

باسلام. امروز مطالبی از خصوصیات پیامبر رحمت ص می خواندم و لذت می بردم حیفم آمد که شما عزیزان نخوانید و لذت نبریدلذا آن را با عشق تقدیم شما عزیزان می کنم:

به پیامبر گفتند این که در قرآن آمده است که مسیحیان و یهودیان، کشیشان و احبار (علمای دین یهود) را به جای خدا می پرستند، به چه معنا است؟ گفت همین که حرفای علمای دین خود را بعنوان حرف خدا می پذیرند و تحقیق نمی کنند، یعنی پرستش. به اصحاب گفت که هر چه بر سر یهود و مسیحیت آمده، بر سر امت من هم خواهد آمد و زمانی می رسد که آن ها نیز، علمای دینشان را بجای خدا بپرستند


روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن بود گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند

کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند


مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد


گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید


گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود


مردی در ماه رمضان به سراغش آمد و گفت که روزه اش را به عمد شکسته و می خواهد کفاره بدهد تا خداوند او را ببخشد. پیامبر گفت باید 60 روز روزه بگیری. جواب داد توانش را ندارم. گفت برده ای را آزاد کن. جواب داد، برده ای ندارم. گفت 60 فقیر را سیر کن. جواب داد بی پولم. پیامبر قدری خرما به او داد و گفت به مردم مستحق بده. جواب داد خودم از همه مستحق ترم. پیامبر لبخند زد و گفت برو و با همسرت این خرماها را بخور تا خداوند تو را ببخشد


بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم


گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید


گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد


در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند... نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند



زنان یاری دهنده منجی آخرالزمان(عج)

گروهی از یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام آنان را زنده می کند و آن ها بار دیگر به دنیا رجعت می کنند. این مقاله چند تن از اینان را ذکر می‌کند.
یکی از آرزوهای دیرینه بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است و این آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرح ها ریختند و چاره ها اندیشیدند، ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، تنها چراغ فروزانی است که می تواند تاریکی ها و غبار خستگی را از انسان دور کند. روزی که او می آید و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد، انحراف ها و بی عدالتی ها را محو می سازد و ابرهای خودخواهی و نفاق را کنار می زند. در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند.

رجعت کنندگان
روایاتی که رجعت کنندگان را معرفی می کند، به دو دسته تقسیم شده اند:

۱. بعضی روایات به طور عموم دلالت می کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار و معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده اند، بر می گردند. امام صادق علیه السلام فرموده است: « همانا رجعت عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، بر نمی گردند مگر مؤمنان خالص و کفار محض».(۱)

۲. بعضی از روایات، رجعت‌كنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می‌ كند.

در این میان گروهی از یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام آنان را زنده می کند و آن ها بار دیگر به دنیا رجعت می کنند.

در منابع معتبر اسلامی، نام سیزده زن آمده است كه به هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشكر امام به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: « همراه مهدی سیزده زن خواهند بود». مفضل بن عمر از حضرت پرسید: «آن‌ ها را برای چه كاری می ‌خواهد؟» حضرت فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض‌ ها؛ همان ‌گونه كه وقتی همراه پیامبر بودند، چنین می‌كردند». مفضل پرسید: «نام آن ها را بفرمایید». حضرت فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیه(2).

هر چند در حدیث امام صادق علیه السلام فقط از نه نفر از آنان نام می برد، اما باید توجه داشت زنانی همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید، سمیه که در راه دفاع از عقیدة اسلامی خود، سخت‌ ترین شكنجه ‌ها را تحمل نمود و تا پای جان از عقیدة خود دفاع كرد، ام‌ خالد که برای حفظ اسلام جانباز شد و نیز دیگرانی همچون زبیده، كسانی بودند كه زرق و برق دنیا هرگز آنان را از اسلام باز نداشت؛ بلکه آن ها از آن امكانات در راه عقیده خود استفاده كرده و در مراسم حج كه یكی از اركان دین است، به كار بردند. بعضی نیز افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادة شهیدانی بودند كه خود، پیكر نیمه ‌جان فرزندان ‌شان را حمل كردند. این افراد با داشتن چنین شرایطی ثابت کردند كه می ‌توانند گوشه‌ ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

زنان مؤمن

سمیه، مادر عمار یاسر
هفتمین فردی که به اسلام گروید و بدترین شكنجه ‌ها را نیز تحمل كرد، سمیه بود.(۳) او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل گرفتار شده بودند و او به آن ها دستور داد كه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دشنام دهند، اما آن ها چنین كاری نكردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آن ها را مقابل آفتاب سوزان نگه ‌داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله كه گاهی از كنارشان عبور می ‌كرد، آن ها را به صبر و مقاومت سفارش می‌ كرد و می ‌فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه كنید كه وعده‌ گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.(۴)

ام ایمن
این زن که نامش "بركه" است، دختر "ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالك" و خدمت‌ گزار "آمنه"، مادر پیامبر و كنیز پیامبر صلی الله علیه و آله بود. آن گاه كه رسول خدا صلی الله علیه و آله مادر خود را از دست داده بود، وی پرستاری حضرت را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت ‌گزار رسول خدا صلی الله علیه و آله محسوب می‌ شد. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش می ‌فرمود: «او باقی ‌ماندة خاندان من است».(۵) او از شیفتگان امامت بود كه در ماجرای فدك، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی كرد و پنج یا شش ماه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان خلافت ابوبكر از دنیا رفت.(۶)

صیانه
از دیگر زنان رجعت کننده در دوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به یاری حضرت می پردازند، "صیانه" است. درباره او آمده می نویسند: «در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیزده تن برای معالجة زخمیان زنده گشته و به دنیا باز می‌ گردند. یكی از آنان "صیانه" است كه همسر "حزقیل" و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش "حزقیل" پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتة او، مؤمن خاندان فرعون است كه به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد».(۷)

نسیبه، دختر كعب
وی كه همسر "زید بن عاصم" و از بانوان مجاهد و صحابی فداكار رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث از آن حضرت بوده است. درباره او نوشته ‌اند: «‌ در بیعت عقبه كه ۶۲ مرد از قبیله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت كردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون اینكه به هنگام بیعت، دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست آن ها بخورد، با آن حضرت بیعت كردند و به اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله اقرار و تعهد نمودند».(۸)

او که كنیه اش "ام عماره" است، در بیعت رضوان، جنگ احد و در جنگ یمامه كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله با مسیلمه كذاب واقع شد، حضور داشته است. ایمان و اخلاص و فداكاری وی در جنگ احد، به جایی رسید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می‌ باشد».(۹) در جنگ "یمامه" نیز دوازده زخم برداشت و حتی یك دست وی هم قطع شد.

ام خالد عبدی
ام خالد عبدی، بانویی است كه استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در كوفه، دست او را قطع كرد. وی در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌ بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله برابر مخالفان، هیچ كوتاهی و مسامحه ‌ای روا نمی ‌داشت.(۱0)

زبیده
او، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. وقتی هارون از عقیدة او آگاه شد، سوگند یاد كرد او را طلاق دهد. او به انجام كارهای نیك معروف بود. زمانی كه یك مشك آب در شهر یك دینار طلا ارزش داشت، او همة حُجاج و شاید مردم مكه را سیراب كرد. او دستور داد با كندن كوه ‌ها و احداث تونل‌ ها، آب را از خارج حرم مكه، به حرم آوردند. وی صد كنیز داشت كه همگی حافظ قرآن بودند و هر كدام موظف بود كه یك دهم قرآن را بخواند؛ به گونه ‌ای كه از منزل او صدای قرائت قرآن همانند زمزمة زنبورهای عسل بلند بود.(۱۱)

حبابه والبیه
بزرگانی همچون شیخ طوسی، شیخ كلینی، فیض كاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم، از امام علی علیه السلام تا امام رضا علیه السلام دانسته ‌اند. وی، راوی حدیث از امام علی علیه السلام بوده و در روزگار امام زین العابدین علیه السلام، ۱۱۳ سال از عمر او می گذشت. در سال ۱۸۳ق كه امام موسی بن جعفر علیه السلام شهید شده و امام رضا علیه السلام عهده ‌دار امامت گردید، وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی كه عمر او در این روزگار، حداقل ۲۳۵ بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا علیه السلام او را با پیراهن خود كفن كرده و به خاك سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از ۲۴۰ سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت كه یك بار به معجزه امام سجاد علیه السلام و بار دوم به معجزه امام هشتم علیه السلام بود. هشت امام معصوم علیهم السلام با خاتم خود بر سنگی كه او همراه داشت، نقش بستند.(۱۲)

قنواء، دختر رشید هجری
دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی این بانوی بزرگوار را از بانوان یاور امام صادق علیه السلام و راوی حدیث از آن حضرت معرفی كرده ‌اند. میزان پایداری در عقیده و پای‌ بندی او به اسلام و تشیع و علاقه اش به امیرالمؤمنین علیه السلام، از جریانی كه دربارة شیوه اسارت و شهادت پدرش توسط ابن زیاد نقل می ‌كند، مشخص می ‌شود.(۱۳)

زنان غیرمؤمن
در حدیثی از امام باقر علیه السلام، از زنی خبر داده شده است كه حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می ‌داد. این زن نیز از رجعت کنندگانی است که باز می گردد تا به سزای عملش در این دنیا برسد:« آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء زنده می ‌شود تا اینكه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا اینكه از وی برای فاطمه دختر رسول‌خدا انتقام بگیرد. روای از حضرت پرسید:« فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می ‌زند؟» حضرت فرمود: «به سبب افترا و تهمتی كه به أم ابراهیم زد». روای پرسید: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب اینكه خداوند، پیامبر را برای رحمتِ خلق مبعوث كرد، ولی مهدی را برای انتقام از دشمنان».(۱۴)

پی نوشت:
۱. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، باب ۱۰، ص۳۶۰.

۲. طبری، دلائل الامة، ص۲۶۰.

۳. طبسی، چشم‌اندازی از حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص۷۸.

۴. ریاحین الشریعة، ج۴، ص۳۳۵.

۵. تاریخ طبری، ج۲، ص۷.

۶. قاموس الرجال، ج۱۰، ص۳۷۸.

۷. ریاحین الشریعة، ج۵، ص۱۵۳.

۸. ابن اثیر، اسدالغابة، ج۵، ص ۵۵۵.

۹. بحارالانوار، ج۲۰، ص ۱۳۳.

۱۰. آیت ‌الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص ۲۳، ۱۰۸، ۱۷۶.

۱۱. چشم اندازی به حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص۷۷.

۱۲. مامقامی، تنقیح المقال، ج۲۳، ص ۷۵.

۱۳. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۱، ص ۵۲۲؛ ریاحین الشریعة، ج۵.

۱۴. صدوق، علل الشرایع، جلد ۱و۲، ص۳۰۴.

دعا برای فرج در کلام امام سجاد (ع)

سیدالساجدین حضرت زین العابدین (علیه السلام) در میان دعاها و مناجات خود صراحتاً از منتقم خون پدر بزرگوارش یاد می‌کند.

در روایتی آمده است: ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه‏السلام پرسید: آیا شما خاندان پیامبر، همگی به حق قیام نمی‏کنید و قائم به حق نیستید?

فرمود: «آری». عرض کرد: «پس چرا لقب «قائم» تنها به یکی از شما گفته می‏شود؟ حضرت فرمود:

هنگام شهادت امام حسین علیه‏السلام فرشتگان بی‏تابی کرده، به خدای سبحان عرض کردند: ای مولای ما! آیا قاتلانِ بهترین انسان‏های روی زمین را به حال خودشان رها می‏کنی و آنها را کیفر نمی‏دهی؟

خداوند فرمود: آرام باشید! به عزت و جلالم سوگند که بی‏ شک از آنان انتقام می‏گیرم. سپس امامانی را از نسل سیّدالشهدا علیه‏السلام، به فرشتگان نشان داد و آنان شادمان شدند. خداوند یکی از آنان را که در حال قیام به نماز بود نشان داد و فرمود: با این مرد ایستاده (قائم) از آنها انتقام خواهم گرفت.»

اما در دعاهای امام سجاد:
قطعات ۶۰، ۶۱، ۶۲ و ۶۳ از دعای چهل‌وهفتم صحیفه و همچنین، قطعه یازدهم از دعای چهل‌وهشتم صحیفه سجادیه، ارتباط مستقیمی با امام زمان(عج) و انتظار فرج آن حضرت دارد، که متن آن با ترجمه علی شیروانی در پی می‌آید:

قطعه ۶۰ از دعای چهل‌وهفتم:
ـ اللهم انّک ایّدت دینک فی کل اوانٍ بامام اقمته علماً لعبادک، ومناراً فی بلادک بعد أنْ وصلت حبله بحبلک، وجعلته الذّریعة الی رضوانک، و افترضت طاعته، وحذّرت معصیته، وأمرت بامتثال اوامر، والانتهآء عند نهیه، واَلّا یتقدمه متقدم، ولا یتاخّر عنه متأخر فهو عصمة اللائذین، وکهف المؤمنین وعروة المتمسّکین، و بهاء العالمین.

ـ بار الها! تو در هر زمان دین‌ات را به وسیله امامی تأیید کردی و او را نشانه هدایت بندگانت، و مشعلی تابناک در شهرهایت قرار دادی، پس از آن که رشته او را به ریسمان خود پیوند زدی، و او را وسیله دستیابی به خشنودی خود ساختی، و فرمانبرداریش را واجب کردی، و از نافرمانی‌اش بر حذر داشتی، و فرمان دادی که اوامرش را اطاعت، و نواهی‌اش را ترک کنند، و کسی بر او تقدم نجوید، و از او عقب نیفتد، که او پناه پناه‌آورندگان، ملجأ مؤمنان، دستاویز چنگ‌زنندگان، و روشنایی چشم جهانیان است.

قطعه ۶۱ از دعای چهل‌وهفتم:
ـ اللهم فاَوزعْ لولیّک شکرمآ انعمت به علیه، واوزعنا مثله فیه، واته من لدنک سلطاناً نصیراً، وافْتح له فتحاً یسیراً، واعنه برکنک الاعزّ،‌ واشْدد ازره، وقوّ عضده، وراعه بعینک، واحْمه بحفظک وانصره بملائکتک، وامدده بجندک الاغلب.

ـ بار الها! به ولی خود، شکر نعمت‌هایی را که به او عطا کرده‌ای الهام فرما، و به ما نیز سپاس چنین وجودی را الهام نما، از جانب خود به او نیرویی یاری دهنده عطا فرما، و به آسانی درهای پیروزی را به رویش بگشا، و با قوی‌ترین استوانه‌هایت یاریش ده، پشتش را گرم، و بازویش را توانمند گردان، و به دیده خود مورد عنایتش قرار ده، و در کنف حفاظت خود حمایتش کن، و با فرشتگانت یاریش فرما، با نیرومندترین سپاهت به او مدد رسان.

قطعه ۶۲ از دعای چهل‌وهفتم:
ـ واقم به کتابک وحدودک وشرآئعک وسنن رسولک، واَحْی به ما اماته الظالمون من معالم دینک، واجل به صدآء الجور عن طریقتک، وابن به الضّراء من سبیلک، وازل به النّاکبین عن صراطک، وامحق به بغاة قصدک عوجاً.

‌ـ توسط او کتاب و حدود و احکام و سنت‌های پیامبرت را به پا دار، و توسط او آن نشانه‌های دین‌ات را که ستمگران از بین برده‌اند احیا کن، و به وسیله او تیرگی ستم را از راه خود پاک ساز، و سختی راه خود را برطرف ساز، و آنان را که از راهت منحرف شده‌اند از سر راه بردار، و کسانی را که می‌خواهند کژی پدید آورند؛ نابود کن!

قطعه ۶۳ از دعای چهل‌وهفتم:
ـ واَلن جانبه لاولیآئک، وابسط یده علی اعدائک، وهبْ لنا رأفته، ورحمته وتعطّفه وتحنّنه، واجعلنا له سامعین مطیعین، وفی رضا ساعین، والی نصرته والمدافعه عنه مکنفین، والیک وإلی رسولک بذلک متقرّبین.

ـ و دل او را بر دوستانت نرم گردان، و دست قدرتش را بر دشمنانت بگشا، و رأفت و مهربانی و عطوفت و لطفش را نصیب ما گردان، و ما را مطیع او قرار ده، و در راه خشنودی او پر تلاش، و در نصرت و دفاع از او یاری‌رسان گردان، تا بدین وسیله به سوی تو و پیامبرت تقرب جویم.

قطعه ۱۱ از دعای چهل‌وهشتم:
ـ اللهم صلّ علی محمدٍ وال محمدٍ، إنک حمیدٌ مجیدٌ، کصلواتک وبرکاتک وتحیّاتک علی اصفیائک ابراهیم وال ابراهیم، وعجّل الفرج والرّوح والنّصرة والتّمکین والتّایید لهم.

ـ بار خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، که تو ستوده و بلند مرتبه‌ای، همانند درودها و برکت‌ها و تحیاتت بر برگزیدگانت، ابراهیم و آل ابراهیم، و در فرج، آسایش، یاری، تمکین و تأیید آنان تعجیل فرما.

 

ملائکه از شمارش ثواب صلوات عاجزند

شیخ ابو الفتوح رازی در تفسیر خود از رسول خدا(ص) نقل کرده است که فرمودند:

شب معراج در سیر آسمانی خود فرشته ای را دیدم که هزار دست داشت و در هر دست او هزار انگشت بود، مشغول حساب کردن بود و با انگشتانش شماره می کرد.

به جبرئیل گفتم این فرشته کیست و چه چیزی را حساب می کند؟

گفت: این فرشته موکّل بر قطرات باران است و حساب می کند چند قطره باران از آسمان بر زمین فرود آمده است.

حضرت به او فرمود: آیا تعداد قطرات باران را که از ابتدای آفرینش بر زمین باریده می دانی؟

عرض کرد: قسم به خداوندی که تو را به حق به سوی آفریدگانش فرستاده است نه تنها می دانم چند قطره باران از آسمان به زمین نازل شده بلکه تفصیل آن را هم می دانم که چند قطره در دریا و چند قطره در خشکی و چند قطره در آبادی و چند قطره در باغ و چند قطره در شوره زار و چند قطره در گورستان فرود آمده است.

رسول خدا (ص) فرمود: من از حفظ و یاد آوری او تعجب کردم، و او چه چنین دید عرض کرد: ای رسول خدا با همه این قدرتی که از نظر دستها و انگشتان و حفظ و یاد آوری دارم از محاسبه یک چیز ناتوانم.

سئوال کردم حساب کدام چیز است؟ عرض کرد:

قوم من أُمّتک یحضرون مجمعاً فیذکر اسمک عندهم فیصلّون علیک، فأنا لا أقدر علی حصر ثوابهم.

عده ای از امّت شما که در محلّی اجتماع کرده باشند و چون نام مبارک شما به میان آید بر شما صلوات فرستند، من از شمارش ثواب آن عاجزم.

تفسیر ابوالفتوح: 2/228، المستدرک 5/355 ح8

آیت الله بهجت و صلوات

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد پیرامون ابعاد معنوی و زندگی شخصی آیت الله بهجت اظهار داشت: در میان علمای بزرگ شیعه، شخصیت های فوق العاده ای بوده اند که هم در علوم و هم در معارف زحمات بسیاری کشیده اند که یکی از این شخصیت های برجسته در عصر ما، مرحوم آیت الله بهجت بود. در مورد ویژگی های شخصی و ابعاد معنوی زندگی ایشان گفتنی های بسیاری وجود دارد.


وی ادامه داد: یکی از ویژگی های بارز در طول حیات ایشان، زهد و ساده زیستی و دنیاگریزی این مرد بزرگوار بود. منزل ایشان بسیار محقر و ساده بود و خوراک و لباس و زندگی و خرج آقا به مراتب از افراد عادی کمتر بود و به عبارتی سبکبال و سبکبار زندگی می کرد، ولی در عین حال خدمتگزاری و کمک رسانی ایشان به فقرا و نیازمندان به طور مستمر انجام می گرفت.


حجت الاسلام فرحزاد با اشاره به ایام مرجعیت آیت الله بهجت عنوان کرد: در طول سالیانی که مرجعیت بر دوش این بزرگوار بود به هیچ عنوان ایشان را تحت تاثیر قرار نداد و وضع زندگی آیت الله بهجت همانگونه که قبل از مرجعیت بود، ادامه پیدا کرد.


این محقق حوزه با اشاره به یکی از گفته های این مرجع بزرگ ادامه داد: آیت الله بهجت در فرمایشاتشان همیشه این نکته را متذکر می شدند که سعی کنیم در طول عمرمان به گونه ای عمل کنیم که در روز های آخر عمر انگشت به دهان نباشیم یا به عبارتی حسرت گذشته را نخوریم.


وی در مورد جاذبه معنوی آیت الله بهجت گفت: ملاقات با آقا برای دوستان و آشنایان و مردم عادی جذابیت فوق العاده ای داشت به گونه ای که در برخی مجالس مثل مجالس روضه اهل بیت (ع) که ایشان می نشستند و صحبتی هم نمی کردند، ولی نگاه به ایشان همه را منقلب می کرد و احساس آرامش و سبکی به مردم دست می داد.


حجت الاسلام فرحزاد با اشاره به ارادت خاص آیت الله بهجت به پیشگاه اهل بیت (ع) عنوان کرد: او سالیان متمادی هر روز هنگام نماز صبح به حرم حضرت معصومه (س) مشرف می شد و به عبادت می پرداخت و در حدود 60 سال مجالس روضه برای اهل بیت (ع) در منزلش برگزار می کرد که در این اواخر به دلیل کمبود جا به مسجد فاطمیه منتقل کرده بود.

آقا به زیارت جامعه کبیره و زیارت عاشورا بسیار تاکید داشت؛ به طوری که حدود 70 سال هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام تلاوت می کرد. حجه الاسلام فرحزاد در مورد کسانی که برای حل مشکلاتشان خدمت آیت الله بهجت شرفیاب می شدند، افزود: افرادی که در مورد مشکلات جسمی خدمت آقا می رسیدند، او به آنها دو چیز را سفارش می کرد؛ اول آب زمزم و بعد تربت حضرت سیدالشهدا که مقداری از تربت را در آب زمزم بریزند و استفاده کنند. غیر از اینها، او ذکر صلوات را گره گشای همه امور می دانست و برای رفع غم ها و غصه ها ذکر لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم را توصیه می کرد.

به نقل ازwww1.farsnews.com

دعا براي اجابت خواسته‌ها و رسيدن به مقصود

از ثابت بن دينار( ابوحمزه ثمالي) نقل شده كه مي‌گويد: به حضرت زين العابدين عليه السلام عرض كردم: دعايي به من بياموز! فرمود: اي ثابت! بگو:
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْألُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ الْمَنّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الاَرْضِ ذُوالْجَلالِ وَ الاِكْرامِ اَنَّ تَفْعَلَ بِي كَذا وَ كَذا
سپس فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: اين دعايي است كه هر كس خدا را با آن بخواند اجابت شود و چون با آن از خدا مسئلت نمايد به او عطا خواهد شد.1
 

برگرفته از كتاب بهار جان‌ها/ آيت الله كريمي جهرمي

پیرزن با تقوایی در خواب خدا رو دید و به او گفت : (( خدایا من خیلی
تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ )) خدا قبول کرد و به او گفت که فردا
به دیدنش خواهد رفت . پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن
خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت.
سپس نشست و منتظر ماند. چند دقیقه بعددر خانه به صدا در آمد . پیر زن با
عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود . پیرمرد از او
خواست تا به او غذا بدهد پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.
نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.
این بار
 کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد . پیر زن
با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت. نزدیک غروب بار دیگر
در خانه به صدا در آمد . این بار نیز پیر زن فقیری پشت در بود. زن از او
کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد . پیر زن که خیلی عصبانی
شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد. شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا
امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید . پیرزن با
ناراحتی کفت: (( خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی
اومد ؟))
خدا جواب داد :
)) بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی((

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه سر وپابرهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن
طلب گشایش کار ز کارساز کردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی نااميدي در بسته باز کردن
                                                 "شیخ بهایی

خدایا: درک من را از خودت و از خودم بیشتر کن
--
خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم :حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

شهادت مظلومانه ضامن آهو ع بر شما تسلیت باد.

توصیه های آیت الله بهجت برای زیارت امام رضا (ع)

أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت
 

وفات خاتم پیامبران. سید المرسلین. محمد مصطفی(س)  و شهادت مظلومانه پسر مظلومش حضرت حسن ابن علی (ع ) بر همگی شما عزیزان تسلیت باد.

هر كس آيه 


   وَ اذَا سَاَ لَكَ عِبادي عَنِي فَانِي قَرِيبُ اُجِيبُ دَعْوَة الدَاعِ اذا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُو الِي وَلْيُؤمِنواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

را بسيار بخواند كارهاي بسته او گشاده گردد